رابطه پنهانی زن رشتی با پسر همسایه
با توجه به این كه قتل راننده خودرو سمند كه از ناحیه سر و صورت دارای جراحات و حلق و حنجرهاش نیز با جسم تیز و برندهای بریده شده بود، فجیع و موجب وحشت مردم شده بود، اکیپ ویژهای از کارآگاهان زبده اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی گیلان تشکیل و بررسیهای تخصصی برای کشف قتل آغاز شد.
در ابتدا پلیس تحقیقات خود را از خانواده مقتول آغاز كرد و مشخص شد: مقتول معتاد به مواد مخدر بوده و پایبندی زیادی به روابط خانواده نداشته و روابط نامشروع و غیراخلاقی داشته است.
این موضوع موجب شد پلیس تحقیقات خود را در حوزه خانوادگی با انگیزه نوعی انتقامجویی یا باجخواهی متمرکز كند و به این ترتیب در این راستا از منزل مقتول بازرسی و در جریان آن، آثار پاک شده خون بر روی فرش و برخی وسایل منزل مشاهده شد.
بر این اساس با بررسی پزشکی مشخص شد: خون کشف شده بر روی فرش با خون مقتول مطابقت دارد و به این ترتیب سیر رسیدگی پرونده تغییر یافت، چراكه برای كارآگاهان پلیس محرز شد كه صحنه قتل اولیه، منزل مقتول بوده و جسد پس از قتل به محل کشف منتقل شده است.
با این فرض، پلیس همسر مقتول به نام «معصومه» 31 ساله را به عنوان مظنون به صورت غیرمحسوس تحت نظر گرفت که در بررسیها مشخص شد: ارتباط نامتعارفی بین وی و پسر یکی از همسایگان همجوار وجود دارد که طی هماهنگیهای به عمل آمده با بازپرسی ویژه قتل، نامبرده دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد.
وی در بازجوییهای اولیه سکوت اختیار کرد و پاسخهای بیربطی به سوالات میداد، اما سرانجام با توجه به دلایل و مدارک موجود لب به اعتراف گشود و از راز قتل همسرش پرده برداشت و گفت: همسرم، فردی هرزه بود و همین موضوع موجب شد یکسال و نیم پیش با پسر همسایه به نام «صادق» ارتباط برقرار كردم که تا حدی این رابطه استمرار یافت كه اخیرا با وی به توافق رسیدم پس از به قتل رساندن همسرم با هم ازدواج كنیم.
متهم ادامه داد: به این ترتیب با برنامهریزی قبلی به بهانه رفتن به منزل پدرم به همراه فرزندان در روز قبل از وقوع قتل، خانه را ترک كردم و صبح روز بعد، «صادق» تماس گرفت و گفت که کار را تمام کرده است. سپس به منزل بازگشتم و آثار به جا مانده از خون را پاکسازی كردم و به صورت صوری با توسل به بستگان ادعا کردم که همسرم مفقود شده است.
با اعترافات تکان دهنده متهم، پلیس در یک اقدام ضربتی «صادق» را دستگیر كرد و با قرار گرفتن متهم در مقابل شواهد و اعترافات همسر مقتول صراحتا به قتل اعتراف كرد.
وی با تایید اعترافات همسر مقتول گفت: از یک سال و نیم پیش با هم در ارتباط بودیم و از آنجا که مقتول هر روز جهت جابهجای مسافر به تهران میرفت، فرصتی ایجاد میشد که ما با هم ارتباط داشته باشیم تا این که حدود سه ماه پیش در پی تصادفاتی، مقتول مدتی بیکار شد که این امر در رابطه من و همسر مقتول خلل ایجاد كرد، به طوری كه تصمیم به قتل وی گرفتیم.
متهم معترف شد: شب حادثه به همراه مقتول با توجه به دوستی قبلی و عدم حضور همسرش به منزل وی رفتیم که بعد از صرف شام و استعمال مواد مخدر خوابیدیم، اما من بیدار ماندم تا این که در نیمههای شب با استفاده از سنگ بلوک در خواب بر سر مقتول کوبیدم و سپس با تیغ موکتبری گردنش را بریدم و جسد را توسط خودرو وی به محل کشف جسد منتقل كردم. سپس رختخواب خونین و وسایل دیگر از جمله موبایل و سوئیچ ماشین را داخل رودخانه که در آن حوالی بود، انداختم و پس از سر و سامان دادن به وضعیت خانه، با همسر مقتول تماس گرفتم و اتمام کار را به وی خبر دادم.
با اعترافات صریح و تکان دهنده متهمان، هر دو آنها به اتهام قتل «حمیدرضا» بازداشت و با تکمیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شدند.