نامه دختر عموي دختر همسايه به پسر همسايه دختر عمويش يعني من
كه دختر همسايه شما مي باشد پز داده ايد كه خيلي سواد داريد چون روزنامه مي خوانيد . نخير هم مامانم ميگه دانشگاه ها را دخترا پر كرده اند نه پسرا . وقتي مي آيم خانه عمو جان تا با دختر عمو ي نازنينم برويم در اطاق سي دي آهنگ رپ بگذاريم و با هم حركات موزون انجام بدهيم
ميثم خان را پشت درخت مقابل خانه عمو جان ديده ام، واي خدا چه پسر خوبي هستند ايشان . اما شما مي گوييد ميثم خان نبايد به دختر عموي من نگاه كند چون چشمهايش ناپاك مي باشند، در صورتي كه اينجوري نيست، چون ميثم خان عينك به چشم دارند پس چشمهايشان هيچوقت ناپاك و كثيف نمي شوند اين شما هستيد كه عينك نداريد و نمي خواهيد مثل ميثم خان دكتر بشويد پس چشمهايتان ناپاك و كثيف مي باشد و هميشه روي پشت بام با چشمهاي ناپاك به دختر عموي من كه دختر همسايه شما مي باشد نگاه مي كنيد . من سوادم بيشتر از شما است . تا ميثم خان را ديدم با چشمهاي پاك فهميدم كه ايشان وقتي بزرگ شدند حتماً دكتر خواهند شد و شما پسر همسايه دختر عموي من چون دركلاس سوم هنوز هستيد و سوادتان از من كمتر مي باشد
نفهميديد كه دختر عموي خوشگل، من تمام دندان هايش درآمده است وگرنه چگونه مي توانست سيب را گاز بزند و سيب گاز زده را بشما بدهد ديدي ما دخترا چه جور زرنگ هستيم؟ .چند روز پيش ميثم خان را ديدم ايشان به من اون جوري نگاه كرد، همان جوري كه پسرا تو سريال تلويزيوني به دختراي خوشگل نگاه مي كنند . برو دق كن، بعد ميثم جون به من فرمودند كه پشت درخت قايم مي شوند كه من را ديد بزنند نه دختر عموي من را فهميدي پسر همسايه حسود؟ در ضمن براي اين كه بيشتر دق كني بايد بگويم كه ميثم خان پدر محترمي دارد كه ماشينش پرايد مي باشد نه پيكان و براي ميثم خان كامپيوتر هم خريده است پدر شما پسر همسايه دختر عموي من چه چيزي داريد؟
ميثم خان به من فرموده وقتي بزرگ شدند پرايد پدر جانش را خواهد گرفت و من را خواهد برد بالاي شهر براي گردش، برو بمير...ميثم خان با مبايل پدر محترمش از من عكس انداخت و گفت كه مي خواهد عكس من را روي بازوي مردانه اش خال كوبي كند با يك دل خوشگل . پسر همسايه كمي محترم، من وقتي به كلاس پنجم رفتم مادر محترم من پارچه ژاپني برايم خريد و برايم چادر دوخت و گفت كه �ژاپني ها چادر را كشف و اختراع كردند و ما هم از ژاپن چادري وارد مي كنيم كه همه مومن و نماز خوان شويم تا برويم به بهشت پس شما بايد برويد و بزرگ كه شديد كچل بشويد و اگر نشديد ما همه دختران خوشگل و مومن با لنگه كفش شما پسرها را كچل خواهيم فرمود مثل مادر محترم من و دختر عمويم حالا برو دق كن ايكبيري نامه من هم تمام شد اي نامه كه مي روي بسويش از جانب من بزن تو گوشش تا ديگر دختر عموي من را گول نزند.... امضا دختر عموي دختر همسايه تو پسر بد...بد
من هم مثل ميثم خان قهر مي باشم تا قيامت
ميثم خان را پشت درخت مقابل خانه عمو جان ديده ام، واي خدا چه پسر خوبي هستند ايشان . اما شما مي گوييد ميثم خان نبايد به دختر عموي من نگاه كند چون چشمهايش ناپاك مي باشند، در صورتي كه اينجوري نيست، چون ميثم خان عينك به چشم دارند پس چشمهايشان هيچوقت ناپاك و كثيف نمي شوند اين شما هستيد كه عينك نداريد و نمي خواهيد مثل ميثم خان دكتر بشويد پس چشمهايتان ناپاك و كثيف مي باشد و هميشه روي پشت بام با چشمهاي ناپاك به دختر عموي من كه دختر همسايه شما مي باشد نگاه مي كنيد . من سوادم بيشتر از شما است . تا ميثم خان را ديدم با چشمهاي پاك فهميدم كه ايشان وقتي بزرگ شدند حتماً دكتر خواهند شد و شما پسر همسايه دختر عموي من چون دركلاس سوم هنوز هستيد و سوادتان از من كمتر مي باشد
نفهميديد كه دختر عموي خوشگل، من تمام دندان هايش درآمده است وگرنه چگونه مي توانست سيب را گاز بزند و سيب گاز زده را بشما بدهد ديدي ما دخترا چه جور زرنگ هستيم؟ .چند روز پيش ميثم خان را ديدم ايشان به من اون جوري نگاه كرد، همان جوري كه پسرا تو سريال تلويزيوني به دختراي خوشگل نگاه مي كنند . برو دق كن، بعد ميثم جون به من فرمودند كه پشت درخت قايم مي شوند كه من را ديد بزنند نه دختر عموي من را فهميدي پسر همسايه حسود؟ در ضمن براي اين كه بيشتر دق كني بايد بگويم كه ميثم خان پدر محترمي دارد كه ماشينش پرايد مي باشد نه پيكان و براي ميثم خان كامپيوتر هم خريده است پدر شما پسر همسايه دختر عموي من چه چيزي داريد؟
ميثم خان به من فرموده وقتي بزرگ شدند پرايد پدر جانش را خواهد گرفت و من را خواهد برد بالاي شهر براي گردش، برو بمير...ميثم خان با مبايل پدر محترمش از من عكس انداخت و گفت كه مي خواهد عكس من را روي بازوي مردانه اش خال كوبي كند با يك دل خوشگل . پسر همسايه كمي محترم، من وقتي به كلاس پنجم رفتم مادر محترم من پارچه ژاپني برايم خريد و برايم چادر دوخت و گفت كه �ژاپني ها چادر را كشف و اختراع كردند و ما هم از ژاپن چادري وارد مي كنيم كه همه مومن و نماز خوان شويم تا برويم به بهشت پس شما بايد برويد و بزرگ كه شديد كچل بشويد و اگر نشديد ما همه دختران خوشگل و مومن با لنگه كفش شما پسرها را كچل خواهيم فرمود مثل مادر محترم من و دختر عمويم حالا برو دق كن ايكبيري نامه من هم تمام شد اي نامه كه مي روي بسويش از جانب من بزن تو گوشش تا ديگر دختر عموي من را گول نزند.... امضا دختر عموي دختر همسايه تو پسر بد...بد
من هم مثل ميثم خان قهر مي باشم تا قيامت
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:45 توسط نادیا
|